یادم بهمن بود. درست سالش و یادم نمیاد پنجم ابتدایی بودم. صدای من خوب نبود. به زور و پارتی داداش رفتم تو گروه سرود مدرسه.
اینقدر صدام بد بود که از معلم قول گرفتم فقط لبهام و تکون بدم. مسابقه بود و رفتیم شرکت کردیم. منم طبق قولم فقط لب تکون دادم. دوم استان شدیم. یادم جایزه که داشتن بهمون میدادن اون یارو که جایزه رو داد من و صدا کرد و به معلممون گفت من تو کل اجرا شما فقط این بچه رو نگاه میکردم. منو میگفت.
گفت خیلی با احساس میخوند. تنها بچه ای بود که حسش درست بود و اون و دوس داشتم و یکی از دلایلی بود که به گروه شما رای دادم. حتما با این بچه بیشتر کار کن.
هر وقت بهمن میشه یاد این خاطره میفتم
ما را در سایت زندگی از نوع دوم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 103