زندگی از نوع دوم

متن مرتبط با «پدران مرحوم» در سایت زندگی از نوع دوم نوشته شده است

مرحوم پدر

  • نیلوبلاگ

    پدر که رفت؛ فردایش اولین چیزی که با خودم زمزمه کردم این بود:« وای خدایا چقدر کار نکرده دارم.» امروز بیست و سه روز است که پدر رفته و من تقریبا فقط خوابیدم این بیست و سه روز را. روزهای اول فکر میکردم خیلی زود فراموش میشود؛ اما هر چه میگذرد بیشتر نبودش دلتنگم میکند. شوخی نیست سی و هشت سال با کسی بودن و حالا یک باره نبودن... ابراهیم دوستم میگفت:« خدا خیلی شما را دوست داشت که این چند ماه، پدر را در بستر بیماری قرار داد تا همهی شما را برای نبودش آماده کند. مجسم کن اگر یک باره او را از شما میگرفت چه شو...

    ادامه مطلب